- » دی 1387 (13)
- » بهمن 1387 (10)
- » اسفند 1387 (5)
- » فروردین 1388 (2)
- » اردیبهشت 1388 (3)
- » خرداد 1388 (2)
- » تیر 1388 (3)
- » مرداد 1388 (1)
- » شهریور 1388 (2)
- » مهر 1388 (1)
- » آبان 1388 (2)
- » آذر 1388 (2)
- » دی 1388 (2)
- » اسفند 1388 (1)
- » فروردین 1389 (3)
- » اردیبهشت 1389 (1)
- » خرداد 1389 (3)
- » مرداد 1389 (2)
- » مهر 1389 (2)
- » آبان 1389 (7)
- » آذر 1389 (5)
- » دی 1389 (4)
- » فروردین 1390 (7)
- » اردیبهشت 1390 (5)
- » خرداد 1390 (6)
- » تیر 1390 (4)
- » مرداد 1390 (5)
- » شهریور 1390 (2)
- » مهر 1390 (2)
- » آذر 1390 (4)
- » دی 1390 (2)
- » بهمن 1390 (1)
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
جدایی نادر از سیمین
با تاخیر مینویسم :
and golden glob goes to the film from country of
Iran
Separation
بهار ما گذشته شاید ...
خدا این پسر عموهای ما را شفا بده . توی این سرما آتش روشن کرده اند و دورش نشسته اند ! تازه من را هم دعوت میکنند . فکر نمیکنند که فردا به علت سرماخوردگی باید ردیف شن جلوی خونه ما ؟!
به دوست ...
حسرت چیزی که در گذشته داشتی را نخور . به این فکرکن که در آینده چه چیزی پیش روی توست . آینده ات را با امید و ایمان بساز . تلاش کن برای خوشبختی .
خوشبخت باشی و شاد که این ، آرزوی قلبی من است .
آرزو میکردم
که تو خواننده شعرم باشی
راستی شعر مرا میخوانی ؟؟
نه دریغا هرگز
باورم نیست که خواننده شعرم باشی
کاشکی شعر مرا میخواندی ...
یلدا

سیاهی امشب را با شمع و شعر حافظ و شاهنامه می آمیزم و شاد می مانم ، چرا که با شکیبایی خواهم دید که مهر باز هم چون همیشه بر تاریکی چیره خواهد شد ...
یلدا خجسته باد
مقایسه
میگن : از کجا میدونی ؟ شاید قبول شدی !
میگم : مامان جان ! خیال میکنید کنکوره که با یللی تللی و خوش گذرونی و مسافرت و علافی قبول شم ؟!!! امتحان رزیدنتیه !!!!!
فرصتهایی که از دست رفت
دیروز به زمانهایی فکر میکردم که داشتم و از دست دادم . به فرصتهایی که فقط به دلیل تنبلی و بی تفاوتی خودم و اطرافیانم گذشت .
یک سال و نیم برای طرح ساکن استان هرمزگان بودم . در طول این مدت فقط ۴ بار به کنار دریا رفتم . فقط ۲ بار فقط برای گردش به جزیره قشم رفتم . اصلا به جزیره زیبای هرمز سفر نکردم و ... . چرا ؟ غیر از این بود که هر بار میخواستم برای تفریح از روستا خارج شوم ، باید به این فکر میکردم که چه کسی باید با من بیاید ؟ که یا من حوصله اش را ندارم ، یا دوستم . که به تنهایی نمیتوانم . که دخترم و محدویتهایم ...
سالهای دانشجویی ... هنوز در حسرت دیدن جاهایی هستم که ندیدم و احتمالا نخواهم دید .
دوستی میگفت : کاش هنگامی که دانشجو بودیم بیشتر بیرون میرفتیم . گفتم : اگر باز هم به همان دوران برگردیم ، رفتار تک تک ما همانطور خواهد بود ...
تصمیم گرفته ام در هر مقطعی از زندگی ، سعی کنم بیشترین استفاده پویا را از موقعیتم داشته باشم .زندگی تکرار نمیشود .
خداوندا ...
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
جبر یا اختیار ؟
خیلی وقتها که به قانون اختیار و جبر فکر میکنم احساس سر درگمی دارم . نمیفهمم . تمام اتفاقاتی که از سر تصادف یا خواست خدا یا هر چیز دیگه ای میفته و روی زندگی و آینده آدم تاثیر میذاره را چی تعبیر کنم . مثلا زلزله ای که میاد و سرمایه های آدم را نابود میکنه ، یا عزیزان آدم را میگیره و روح و روان آدم را درگیر میکنه ... ترافیکی که ممکنه بهش برخورد کنی . به یه قرار مهم که تمام آینده ات در گرو اونه نرسی ... با وجودی که شرایطت مناسب نیست جایی برای دریافت شغل و یا ادامه تحصیل جلو میری و از قضا دقیقا چون آدمی که شرایط بهتری داشته نتونسته بیاد اون موقعیت مال تو میشه .... اینا همه نمونه هایی از اتفاقات خوب و بدیه که سزنوشتو درگیر میکنه . حالا اگه به اینها نگاه کنیم همه چیز جبره . اما اگه بگیم مسیر زندگیمونو انتخاب میکنیم و تلاشهامونو تنظیم میکنیم میشه اختیار . کدوم درسته ؟ اگه گاهی جبرهایی توی زندگی هست چرا ؟ اگه همه چیز با اختیار تعیین میشد چه فرقی میکرد ؟
بعضیها کجا زندگی میکنند !
منطقه زندگی ما شهر سردیه . امسال با وجودیکه سرمای پاییزی دیر به شهر ما آمد اما از اواسط شهریور شبها حتما باید پنجره ها را میبستیم یا اگر قرار بود بعد از ساعت ۶ یا ۷ در هوای آزاد باشیم ،چتما باید بالاپوشی اضافه میکردیم .
دیروز توی درمانگاه مریضی داشتم که از درد پهلوی راست شاکی بود . در معاینه و شرح حال به هیچ جا نرسیده بودم . به عنوان آخرین تلاش برای یافتن علت درد پرسیدم : احیانا توی سرما نبودی ؟ سرد نشده بدنت ؟ جواب داد : دیشب فقط کولر روشن کرده بودیم ....





مناجاتی از دکتر شریعتی
خدایا!!!
مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ ٫ غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز.
خدایا!
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.
خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.
خدایا!
اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.
خدایا!
به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !
خدایا!
تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.
low
low بودن اصلا سخت نیست . کسانی که low میمانند عجیب و غریب نیستند . برای low بودن کافیه انتظاراتت را low نگه داری ، و تلاشت را هم low .
با عرض پوزش از سیب پزشکی به خاطر بدقولی ... در اسرع وقت درباره مطلبی که خواستید مینویسم.
نفرولوژی ماه مبارک رمضان
خدایا شکرت ...
برای اینکه به من قدرت دادی تا بتوانم به روی پاهایم بایستم .
خدایا شکرت ...
برای اینکه به من توانایی دادی تا آب بنوشم و از نوشیدنش لذت ببرم
خدایا شکرت ...
برای اینکه به من این سلامتی را دادی که زمان نیازم به آب ، آن را درک کنم
خدایا شکرت ...
برای اینکه سالمم ، کلیه هایم توانایی دفع آب دارند و توانایی تصفیه خونم را
خدایا شکرت ...
برای اینکه به من اراده و توانایی دادی تا بتوانم برای عبادت تو ، در مقابل نیازهای طبیعی ام بایستم
خدایا شکرت ...
برای اینکه به لطف تو با وجود ننوشیدن آب در این روزهای گرم ، ATN نمیکنم
خدایا شکرت ...
برای اینکه تو خدایی